cleave (2)
معنی کامل و مثالها
/klēv/vi.
● چسبیدن به، پیوستن
my tongue clove to the roof of my mouth
زبانم به سقف دهانم چسبید.
his wet shirt clove to his shivering body
پیراهن خیس او به بدن لرزانش چسبیده بود.
● وفادار ماندن به، یکی شدن با
sons shall leave their parents and cleave to their wives
پسران والدین خود را ترک کرده و به زنهای خود خواهند پیوست.