cleft (2)
معنی کامل و مثالها
/kleft/vi., vt., adj.
● زمان گذشته و اسم مفعول فعل: cleave
● (به منظور پیوند گیاهی زدن) اسکنه را در شکاف ساقه قرار دادن، پیونداسکنهای (یا شکافی) زدن
● شکافته، شکافدار، دو شقه، جدا، ترکیده، کافته
● (گیاه شناسی) بریدگیدار (مثل برگ چنار و درخت بلوط)