دیکشنری فارسی

cleft (2)

معنی کامل و مثال‌ها

/kleft/vi., vt., adj.

● زمان گذشته و اسم مفعول فعل: cleave

● (به منظور پیوند گیاهی زدن) اسکنه را در شکاف ساقه قرار دادن، پیونداسکنه‌ای (یا شکافی) زدن

● شکافته، شکافدار، دو شقه، جدا، ترکیده، کافته

● (گیاه شناسی) بریدگی‌دار (مثل برگ چنار و درخت بلوط)

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن