clerical
UKklerikl
US'klerəkəl
معنی فارسی
دفتري دبيري وابسته بروحانيون ياکاتوزيان
معنی کامل و مثالها
/kler´i kǝl/adj., n.
● وابسته به روحانیون، کشیشی
a priest in a clerical black suit
کشیشی در لباس سیاه روحانیون
● کشیش، روحانی، کاتوزی
● (طرفدار نفوذ روحانیون در امور غیر مذهبی و کشوری) کشیش گرای، آخوند گرای
● (جمع) جامهی کشیشی، کسوت آخوندی
● وابسته به منشیگری و منشیها، منشیانه، دبیری، منشیگری، دفتری
clerical skills
مهارت در امور منشی گری
تعریف انگلیسی
adjective
- of or relating to clerks “clerical work” “Pertains to noun: clerk”
- of or relating to the clergy “clerical collar” “Pertains to noun: clergy”
- appropriate for or engaged in office work “clerical skills” “a clerical job” “the clerical staff”