دیکشنری فارسی

clerical

UKklerikl US'klerəkəl

معنی فارسی

دفتري دبيري وابسته بروحانيون ياکاتوزيان

معنی کامل و مثال‌ها

/kler´i kǝl/adj., n.

● وابسته به روحانیون، کشیشی

a priest in a clerical black suit

کشیشی در لباس سیاه روحانیون

● کشیش، روحانی، کاتوزی

● (طرفدار نفوذ روحانیون در امور غیر مذهبی و کشوری) کشیش گرای، آخوند گرای

● (جمع) جامه‌ی کشیشی، کسوت آخوندی

● وابسته به منشی‌گری و منشی‌ها، منشیانه، دبیری، منشی‌گری، دفتری

clerical skills

مهارت در امور منشی گری

تعریف انگلیسی

adjective
  1. of or relating to clerks “clerical work” “Pertains to noun: clerk”
  2. of or relating to the clergy “clerical collar” “Pertains to noun: clergy”
  3. appropriate for or engaged in office work “clerical skills” “a clerical job” “the clerical staff”

واژه‌های دیگر با معنی «دفتري»

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن