دیکشنری فارسی

clew

UKkluː

معنی فارسی

گلوله نخ سر رشته رهنما سراغ پيچيدن

معنی کامل و مثال‌ها

/klōō/n., vt.

● گلوله‌ی نخ، گوی نخ

● گلوله کردن، به صورت گوی در آوردن

● (کشتی بادبانی) هر یک از دو گوشه‌ی تحتانی بادبان مستطیل، کنج

● طناب‌هایی که ننوی بچه یا تختخواب پارچه‌ای را از دو سوی نگه می‌دارد

● رجوع شود به: clue

* clew down (or up)

(کشتی بادبانی) بادبان را (به کمک طناب‌ها) پایین کشیدن (یا افراشتن)

ریشه و کاربرد

ریشه

From the Middle English word 'clewe' meaning 'ball of thread'.

مثال

  • She unraveled the clew to find the end of the thread.
  • The cat played with the clew of yarn.
  • He used the clew to knit a scarf.

ترکیب‌های رایج

Unravel the clew Play with the clew Knit with the clew

تعریف انگلیسی

verb
  1. a ball of yarn or cord or thread
  2. evidence that helps to solve a problem
  3. roll into a ball “Something ----s” “Somebody ----s something” “Something ----s something”

مترادف‌ها

noun
Guide, guidance, direction, key, clavis. See clue.

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن