دیکشنری فارسی

clime

UKklaim

معنی فارسی

اقليم سرزمين

معنی کامل و مثال‌ها

/klīm/n.

● (شعر قدیم) اقلیم، سرزمین (به ویژه از دیدگاه آب و هوا)، دیار

تعریف انگلیسی

noun
  1. the weather in some location averaged over some long period of time “the dank climate of southern Wales” “plants from a cold clime travel best in winter”

مترادف‌ها

noun
Region, place, country, climate.

واژه‌های دیگر با معنی «اقليم»

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن