clinic
معنی فارسی
اموزش طب وجراحي دربيمارستان پهلوي بيمار
معنی کامل و مثالها
/klin´ik/n.
● آموزش پزشکی از راه رسیدگی به بیماران در حضور دانشجویان، درمان آموزی عملی
● کلاس درمان آموزی
● درمانگاه، کلینیک، (دانشکدههای پزشکی و بیمارستانها) درمانگاه رایگان (یا کمهزینه)
he closed his private practice and started working for a clinic
او مطب خصوصی خود را بست و در درمانگاهی مشغول به کار شد.
a child health clinic
درمانگاه بهداشت کودک
● هر سازمانی که آموزش یا راهنمایی یا چاره جویی ارائه بدهد، پندگاه، اندرزگاه
a family planning clinic
اندرزگاه تنظیم خانواده
● آموزش فشرده در زمینهی بخصوص، زودآموز
a six-day basketball clinic
آموزش شش روزهی بسکتبال
they will offer a clinic on the latest developments in computers
آنها یک دورهی آموزشی دربارهی آخرین پیشرفتهای کامپیوتر ارائه خواهند داد.
تعریف انگلیسی
- a medical establishment run by a group of medical specialists
- meeting for diagnosis of problems and instruction or remedial work in a particular activity
- a healthcare facility for outpatient care