clip (2)
معنی کامل و مثالها
/klip/n., vi., vt.
● محکم گرفتن یا نگاهداشتن، سفت کردن (با گیره و غیره)، به هم چسباندن (با گیره و غیره)، منگنه کردن، گیره کردن
clip the printed sheets together!
ورقهای چاپ شده را به هم گیره کن!
● گیره، سنجاق، پنس
a paper clip
گیرهی کاغذی
hair clips
سنجاق مو
● (فوتبال امریکایی) از پشت تنه زدن به حریفی که حامل توپ نیست (خطا محسوب میشود)، تنه زنی از پشت
● (محلی) بغل کردن، (مهجور) در آغوش گیری
● رجوع شود به: cartridge clip