دیکشنری فارسی

close (3)

معنی کامل و مثال‌ها

/klōs/n.

● (بیشتر در انگلیس)

● حصار، جای محصور (مثلا در مزرعه)

● حیاط، صحن

a cathedral close

حیاط کلیسا

● پس کوچه، کوی بن‌بست

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن