دیکشنری فارسی

close-up

معنی کامل و مثال‌ها

/klōs´up´/n.

● (عکاسی و فیلمبرداری و تلویزیون) از نزدیک، نمای نزدیک، کلوزآپ

they showed me close-ups of the moon

عکس‌های درشت نمای ماه را نشانم دادند.

● (در مورد اندیشه یا تفسیر) خصوصی

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن