پرش به محتوا
دیکشنری فارسی
جستوجوی واژه
بگرد
clove (2)
معنی کامل و مثالها
/klōv/n.
●
یک قاچ سیر (و غیره)، پر، حبه
همین دیکشنری روی گوشی
همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.
دریافت اپلیکیشن