clup معنی فارسی باشگاه واژههای دیگر با معنی «باشگاه» club-house باشگاه clubmate هم باشگاه clubman عضو باشگاه، کسي که خيلي از وقت خود را در باشگاه هاي، خصوصي ميگذراند clubwoman عضو باشگاه، زني که خيلي از وقت خود را در باشگاه هاي، خصوصي ميگذراند general manager مدير باشگاه mess president رئيس باشگاه club sport باشگاه ورزشي mess treasurer حسابدار باشگاه، متصدي صندوق باشگاه service club باشگاه سربازان، باشگاه افراد kiwanis باشگاه کيوانيس