دیکشنری فارسی

clutch (2)

معنی کامل و مثال‌ها

/kluch/vt., n.

● لانه‌ی پر از تخم مرغ (یا تخم پرنده)، کپه‌ای از تخم (پرنده یا ماکیان)

● یک دست (یا دسته‌ی) جوجه

● گروه، گله، دسته

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن