coactive معنی فارسی اضطراري واژههای دیگر با معنی «اضطراري» emergency station محل اضطراري emergency valve شير اضطراري emergency risk ريسک اضطراري، خطرات غير قابل اجتناب اتمي emergency ration جيره اضطراري، جيره فوق العاده emergency air هواي اضطراري emergency antenna آنتن اضطراري emergency brake ترمز اضطراري emergency exit خروج اضطراري emergency fund وجوه اضطراري emergency lamp لامپ اضطراري