دیکشنری فارسی

coadjutant

معنی فارسی

ياري دهنده يار پشت

معنی کامل و مثال‌ها

/-aj´ǝ tǝnt/adj., n.

● معاون، دستیار، یاور

● متفق، همکار

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن