coarsely UKkɔːsəliː معنی فارسی بدرشتي بي ادبانه واژههای دیگر با معنی «بدرشتي» harshly بدرشتي، تند، باخشونت austerely بدرشتي، با ترشرويي grossly بطوردرشت يازمخت، بدرشتي، بطوربرجسته يافاحش acridly به تندي، بدرشتي crustily تند، بدرشتي shortly بزودي، زود، مختصرا gruffly تند، بطورخشن ياناهنجار، بزمختي