coat of laquer معنی فارسی لعاب روکش لاک واژههای دیگر با معنی «لعاب» buffing لعاب، لعاب شيشه، مهره glaze لعاب، لعاب شيشه، مهره mucilage لعاب، لزوجت، لزوجت گياه mucilaginous لعاب، لزوجت، لزوجت گياه coating varnish لعاب، روکش لاکي، ورني enamel varnish لاک لعاب enamel coat روکش لعاب، روکش لعابي insulating varnish لعاب عايق refractory enamel لعاب نسوز salt glaze لعاب نمکي