coccolith
معنی فارسی
سپرک
معنی کامل و مثالها
/käk´ǝ lith´/n.
● (سپرچهی کوچکی که تنهی برخی از جلبکها را میپوشاند) سپرک
سپرک
/käk´ǝ lith´/n.
● (سپرچهی کوچکی که تنهی برخی از جلبکها را میپوشاند) سپرک
همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.
دریافت اپلیکیشن