cockle (1)
معنی کامل و مثالها
/kāk´ǝl/n., vi., vt.
● (جانورشناسی) صدف ماهی (انواع نرم تنان تیرهی Cardiidae دارای دو کپهی قلب شکل و کنگرهدار)
● رجوع شود به: cockleshell
● چین، چروک، چروکیدن، کیس برداشتن، چین خوردن
* cockles of one's heart
اعماق قلب، (از) ته دل
it warmed the cockles of my heart to see them succeed
مشاهدهی موفقیت آنها مرا از صمیم قلب شادمان کرد.