دیکشنری فارسی

cockpit

UKkɔkpit US'kɔk'pıt

معنی فارسی

کابين ، کابين هواپيما، گوده براي جنگ خروسان

معنی کامل و مثال‌ها

/käk´pit´/n.

● صحنه‌ی گرد (برای خروس جنگی)

● نبردگاه، رزمگاه، عرصه‌ی کارزار

● کابین کشتی، اتاقک سکاندار

● (هواپیما) کابین، (هواپیمای بزرگ) اتاقک خلبان و کمک خلبانان، (هواپیمای کوچگ) جایگاه خلبان و سرنشینان

● (سابقا - در کشتی‌های جنگی) زیستگاه افسران دون پایه (که هنگام رزم به بیمارستان تبدیل می‌شد)

● (در اتومبیل‌های مسابقه‌ای) صندلی راننده

● (مهجور) جایگاه ارکستر در سالن تئاتر ( معمولا جایی فرو رفته در جلوی صحنه)

ریشه و کاربرد

ریشه

From the combination of 'cock' (meaning 'small') and 'pit' (meaning 'hole' or 'enclosed space').

مثال

  • The pilot adjusted the controls in the cockpit before takeoff.
  • The audience cheered from the comfort of the stadium's cockpit.
  • The cockpit of the theater provided an intimate viewing experience.

ترکیب‌های رایج

Adjust the controls in the cockpit Cheer from the comfort of the cockpit

تعریف انگلیسی

noun
  1. compartment where the pilot sits while flying the aircraft
  2. a pit for cockfights
  3. seat where the driver sits while driving a racing car

واژه‌های دیگر با معنی «کابين»

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن