دیکشنری فارسی

codify

US'kəudə'faı

معنی فارسی

تدوين کردن رمزکردن درقانون نامه گذاردن

معنی کامل و مثال‌ها

/käd´ǝ fī´, kō´dǝ-/vt.

● مدون کردن، تدوین کردن، سامان بندی کردن، منظم و مرتب کردن

he ordered all the laws to be codified systematically

او دستور داد که کلیه‌ی قوانین را به صورت مجموعه‌ای تنظیم کنند.

تعریف انگلیسی

verb
  1. organize into a code or system, such as a body of law “Hammurabi codified the laws” “Somebody ----s something”

مترادف‌ها

verb active
Digest, systematize, reduce to a code or digest.

واژه‌های دیگر با معنی «تدوين کردن»

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن