دیکشنری فارسی

coffee

UKkɔfiː US'kɔfı

معنی فارسی

قهوه

معنی کامل و مثال‌ها

/kôf´ē, käf´-/n.

● قهوه

would you like tea or coffee?

چای می‌خواهید یا قهوه‌؟

will you have your coffee black or with cream and sugar?

قهوه‌ات را تلخ می‌خوری یا با شیر و شکر؟

● (گیاه شناسی) بته‌ی قهوه (جنس Coffea از خانواده‌ی madder)

● دانه‌های قرمز رنگ این گیاه که پس از بودادن و آرد شدن تبدیل به قهوه می‌شود (coffee beans هم می‌گویند)

● مهمانی که در آن قهوه و غیره داده می‌شود

● رنگ قهوه و شیر (به هم آمیخته)، قهوه‌ای روشن

* coffee bar

(انگلیس) قهوه‌خانه، رستورانی که در آن قهوه و شیرینی می‌دهند، کافه

* coffee cup

فنجان قهوه خوری

* coffee morning

(انگلیس) مهمانی قهوه در بامداد (معمولا برای جمع‌آوری اعانه)

ریشه و کاربرد

ریشه

From Arabic 'qahwah', meaning 'coffee'.

مثال

  • I start my day with a cup of coffee.
  • Would you like some coffee with your dessert?
  • She prefers to drink her coffee black.

تعریف انگلیسی

noun
  1. a beverage consisting of an infusion of ground coffee beans “he ordered a cup of coffee” “Substance Meronyms: coffee bean, coffee berry, caffeine, caffein”
  2. any of several small trees and shrubs native to the tropical Old World yielding coffee beans
  3. a seed of the coffee tree; ground to make coffee “Substance Holonyms: java”
  4. a medium brown to dark-brown color

واژه‌های دیگر با معنی «قهوه»

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن