دیکشنری فارسی

coffer

UKkɔfər US'kɔfə

معنی فارسی

صندوق خزانه درصندوق نهادن

معنی کامل و مثال‌ها

/kôf´ǝr, käf´-/n., vt.

صندوق (پول یا جواهر یا اسناد بهادار و غیره)، صندوق نسوز، صندوقچه‌ی آهنین

(جمع) خزانه، بودجه، اعتبار

the government's coffers were empty

خزانه‌ی دولت خالی بود.

(معماری) فرورفتگی صندوق مانند طاق یا درون گنبد

رجوع شود به: cofferdam

(در کانال‌ها) آب پله، بستاب

در صندوق قرار دادن، صندوقه‌دار کردن

تعریف انگلیسی

noun
  1. an ornamental sunken panel in a ceiling or dome
  2. a chest especially for storing valuables

مترادف‌ها

noun
1. Chest, box, casket, trunk.
2. Money chest, strong box, safe.
3. (Architecture) Sunk panel, caisson, lacunar.

واژه‌های دیگر با معنی «صندوق خزانه»

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن