دیکشنری فارسی

cog (3)

معنی کامل و مثال‌ها

/käg, kôg/vt., vi.

● (بازی و نرد و غیره) تاس گرفتن، تقلب کردن

● (مهجور) کلاهبرداری کردن

● (مهجور) کلاهبرداری، حیله

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن