cogitativeness معنی فارسی قوه انديشه قوه تفکر واژههای دیگر با معنی «قوه انديشه» thought انديشه، فکر، خيال impulsively با قوه محرک آني، بي انديشه، بدون اراده cogitative فکور، انديشه کننده، داراي قوه تفکر