دیکشنری فارسی

coif

معنی فارسی

گيسوپوش ،

يکجورخود عرقچين سفيد که نشان درجه عالي

درقضاوت بود

معنی کامل و مثال‌ها

/koif, kwäf/n., vt.

● (کلاه) عرقچین

● (کلاه گیسو مانند و سپیدی که وکلای دادگستری انگلستان به سر می‌گذاشتند) کلاه‌گیس وکلا

● (انگلیس) مقام وکالت دادگستری

● کلاه نمدین که (سابقا زیر کلاه خود می‌پوشیدند)

● طرز آرایش گیسو (coiffure هم می‌گویند)

● عرقچین به سر گذاشتن، با کلاه نمدی پوشاندن

● موی سر را آرایش دادن، گیسو آرایی کردن

تعریف انگلیسی

verb
  1. the arrangement of the hair (especially a woman's hair)
  2. a skullcap worn by nuns under a veil or by soldiers under a hood of mail or formerly by British sergeants-at-law
  3. cover with a coif “Somebody ----s somebody”
  4. arrange attractively “dress my hair for the wedding” “Somebody ----s something” “They coif their hair”

واژه‌های دیگر با معنی «گيسوپوش»

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن