coif
معنی فارسی
گيسوپوش ،
يکجورخود عرقچين سفيد که نشان درجه عالي
درقضاوت بود
معنی کامل و مثالها
/koif, kwäf/n., vt.
● (کلاه) عرقچین
● (کلاه گیسو مانند و سپیدی که وکلای دادگستری انگلستان به سر میگذاشتند) کلاهگیس وکلا
● (انگلیس) مقام وکالت دادگستری
● کلاه نمدین که (سابقا زیر کلاه خود میپوشیدند)
● طرز آرایش گیسو (coiffure هم میگویند)
● عرقچین به سر گذاشتن، با کلاه نمدی پوشاندن
● موی سر را آرایش دادن، گیسو آرایی کردن
تعریف انگلیسی
verb
- the arrangement of the hair (especially a woman's hair)
- a skullcap worn by nuns under a veil or by soldiers under a hood of mail or formerly by British sergeants-at-law
- cover with a coif “Somebody ----s somebody”
- arrange attractively “dress my hair for the wedding” “Somebody ----s something” “They coif their hair”