دیکشنری فارسی

coition

UKkouiʃən

معنی فارسی

جماع بغل خوابي مقاربت اميزشي

معنی کامل و مثال‌ها

/kō ish´ǝn/n.

جماع، گایه، گای، سپوزش

مترادف‌ها

noun
Copulation, sexual conjunction, sexual congress, sexual intercourse.

واژه‌های دیگر با معنی «جماع»

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن