دیکشنری فارسی

coke (1)

معنی کامل و مثال‌ها

/kōk/n., vt., vi.

● کک (زغالسنگی که گازهای آن گرفته شده و لذا با حرارت زیاد و دود کم می‌سوزد)، زغالسنگ مکلس

● مکلس کردن (زغالسنگ)، تبدیل به کک کردن یا شدن

● جسم سخت و دوده مانندی که پس از تلخیص نفت و سایر هیدروکربن‌های آبگونه باقی می‌ماند

● (C بزرگ) مخفف: Coca Cola

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن