col
UKkʌləndər
معنی فارسی
پيشوند بمعاني با و باهم، گدار، گردونه
کمينه فشار ، بيشينه فشار
معنی کامل و مثالها
/käl/n.
● گدار، گردنه
● (هواشناسی) کمینه فشار (نقطهای بین دو جبهه هوای کم فشار که فشارش از همه جا کمتر است)، بیشینه فشار (نقطهای بین دو جبهه هوای پرفشار که فشارش از همه جا بیشتر است)
ریشه و کاربرد
ریشه
From the Old English word 'col', meaning 'cabbage'.
مثال
- The farmer planted cabbages in the col.
- The col is ready for harvest.
- Cabbage is a common crop in this col.
ترکیبهای رایج
Cultivated col Plant cabbages in the col Harvest the col Fertile col
تعریف انگلیسی
noun
- a pass between mountain peaks