cold shoulder
معنی فارسی
خونسرد، بي اعتنايي کردن به .
معنی کامل و مثالها
● (معمولا با: the) بیاعتنایی، کم محلی
● بیاعتنایی کردن، بیمحلی کردن به
at first everyone cold shouldered him (or gave him the cold shoulder)
در آغاز کسی به او محل نگذاشت.
خونسرد، بي اعتنايي کردن به .
● (معمولا با: the) بیاعتنایی، کم محلی
● بیاعتنایی کردن، بیمحلی کردن به
at first everyone cold shouldered him (or gave him the cold shoulder)
در آغاز کسی به او محل نگذاشت.
همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.
دریافت اپلیکیشن