collectible or collectable
معنی کامل و مثالها
/kǝ lek´tǝ bǝl/adj., n.
● مناسب برای گرد آوری (مانند تمبر قدیمی یا اشیای هنری)
● انباشتنی، جمع کردنی
/kǝ lek´tǝ bǝl/adj., n.
● مناسب برای گرد آوری (مانند تمبر قدیمی یا اشیای هنری)
● انباشتنی، جمع کردنی
همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.
دریافت اپلیکیشن