colorific
معنی فارسی
رنگ اور رنگ ده رنگ زده
معنی کامل و مثالها
/kul´ǝr if´ik/adj.
● وابسته به رنگ
● رنگ زا، رنگ پس دهنده
رنگ اور رنگ ده رنگ زده
/kul´ǝr if´ik/adj.
● وابسته به رنگ
● رنگ زا، رنگ پس دهنده
همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.
دریافت اپلیکیشن