colorization US'kʌlərə'zeıʃən معنی فارسی رنگي کردن جالب کردن واژههای دیگر با معنی «رنگي کردن» pullicate يکجور دستمال رنگي، پارچه اي که براي درست کردن دستمال رنگي، بکارميرود mottle خال رنگي، لکه، رگه دار کردن colorcast رنگي، رنگين پخش کردن