دیکشنری فارسی

colosseum

US'kɔlə'si:əm

معنی فارسی

سالن بزرگ، امفي تئاتر، ميدان ورزش.

رجوع شود به Coliseum

معنی کامل و مثال‌ها

/käl´ǝ sē´ǝm/n.

● (ورزشگاه بزرگ شهر روم که در سال‌های 75-80 میلادی ساخته شده) کلوسیم

● استادیوم، ورزشگاه، آوردگاه

تعریف انگلیسی

noun
  1. a large amphitheater in Rome whose construction was begun by Vespasian about AD 75 or 80

واژه‌های دیگر با معنی «سالن بزرگ»

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن