دیکشنری فارسی

coma (2)

معنی کامل و مثال‌ها

/kō´mǝ/n., pl.

● (نجوم) استارسر (گاز ابر مانندی که هسته‌ی ستاره‌ی دنباله‌دار را احاطه کرده و با آن تشکیل راس استار را می‌دهد)

● (گیاه‌شناسی - به ویژه در برخی نخل‌ها) برگ کاکل (انبوه برگهای کوچک تارک درخت)، (در برخی میوه‌ها مانند آناناس) کاچک (انبوه برگچه‌ها در تارک میوه)، (در برخی دانه‌ها) سرریشه (انبوه مویچه‌هایی که در تارک تخم وجود دارد)

● (عکس‌برداری و فیلم‌برداری) ابیراهی عدسی، تاری

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن