دیکشنری فارسی

combinative

معنی فارسی

ترکيبي ترکيب کننده

معنی کامل و مثال‌ها

/käm´bǝ nāt´iv/adj.

ترکیبی، همبستی، همامیزشی

ترکیب پذیر، همبست‌پذیر

همبسته، هماوند

تعریف انگلیسی

adjective
  1. marked by or relating to or resulting from combination
  2. relating to or involving combinations

واژه‌های دیگر با معنی «ترکيبي»

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن