combined arms معنی فارسی رسته هاي مرکب يکان مرکب مرکب واژههای دیگر با معنی «رسته هاي مرکب» combined operations عمليات رسته هاي مرکب، عمليات مرکب combined publications نشريات مشترک، نشريات رسته هاي مرکب combined arms team تيم مرکب، تيم رسته هاي مرکب (حدود گروهان)