دیکشنری فارسی

combustion furnace

UKkəmbʌstʃənfəːnis

معنی کامل و مثال‌ها

● (مکانیک) کوره‌ی احتراق، سوخت‌کوره

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن