comings in معنی فارسی درامد عايدي واژههای دیگر با معنی «درامد» prologue درامد، سعر مقدماتي، مطلع شعر proceeds درامد، عايدات، حاصل income درامد، دخل، عايدي earning درامد، دخل، مداخل prelude درامد، پيشدرامد، مقدمه emolument درامد، مواجب، مداخل gainings درامد، سود، فايده sinfonia پيش درامد، مقدمه . prologuize درامد گفتن، (يا نوشتن) مقدمه گفتن (يا نوشتن) prologize درامد گفتن، مقدمه گفتن