commansments معنی فارسی احکام واژههای دیگر با معنی «احکام» final awards judgements احکام قطعي contradictory judgements احکام مغاير execution of judgments اجراي احکام declaratory judgments احکام اعلامي enforcement of judgement اجراي احکام قضايي law of moses احکام دهگانه موسي. statues of God احکام يا فرايض خدا data formatting statements احکام قالب بندي داده ها mosaic d. وضع احکام ديني درزمان موسي mesne process مراحل مختلفه و احکام و قرارهاي مختلف، دادگاه تا پيش از دستور اجرا