پرش به محتوا
دیکشنری فارسی
جستوجوی واژه
بگرد
common divisor (or factor)
معنی کامل و مثالها
●
(ریاضی) مقسوم علیه مشترک، بخشیاب همدار
همین دیکشنری روی گوشی
همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.
دریافت اپلیکیشن