common fronties معنی فارسی مرز مشترک واژههای دیگر با معنی «مرز مشترک» wall energy انرژي در واحد سطح مرز مشترک بين حوزه هاي، مغناطيسي مختلف الجهت talweg خط القعر، خط فرضي موجود در رود يا نهر که اگر اين، رود يا نهر بين دو کشور مشترک باشد خط