communalize
معنی فارسی
بتصرف بخش مستقلي درآوردن ،
صورت اجتماعي دادن (به)
معنی کامل و مثالها
/-īz´/vt.
● همگانی کردن، متعلق به همه کردن، اشتراکی کردن
تعریف انگلیسی
verb
- make something the property of the commune or community “Somebody ----s something”