دیکشنری فارسی

communalize

معنی فارسی

بتصرف بخش مستقلي درآوردن ،

صورت اجتماعي دادن (به)

معنی کامل و مثال‌ها

/-īz´/vt.

● همگانی کردن، متعلق به همه کردن، اشتراکی کردن

تعریف انگلیسی

verb
  1. make something the property of the commune or community “Somebody ----s something”

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن