دیکشنری فارسی

comp (2)

معنی کامل و مثال‌ها

/kämp/n., vt.

● (خودمانی - کتاب یا بلیط و غیره) پیشکشی (که معمولا به منظور تبلیغ رایگان داده می‌شود)

● به عنوان پیشکش دادن، پیشکش کردن، مفت دادن

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن