دیکشنری فارسی

comp (3)

معنی کامل و مثال‌ها

/kämp/n.

● (معمولا جمع) آزمون فراگیر (که معمولا در رشته تخصصی به داوطلبان درجه‌ی فوق لیسانس و دکتری داده می‌شود) (examination comprehensive نام کامل آن است)، امتحان جامع

my daughter Julie's comps are in May

امتحانات جامع دخترم جولی در ماه مه خواهد بود.

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن