companion part معنی فارسی لنگ ميل لنگ لنگه قطعه متقابل قطعه راهنما واژههای دیگر با معنی «لنگ» lame لنگ، چلاق، ناموجه cripple لنگ، چلاق، زمين گير breechcloth لنگ، پارچه ي مخصوص پيچيدن دور کمر limper لنگ، شل، اهسته رو. dhoti لنگ loin cloth لنگ loin-cloth لنگ lungi لنگ waist cloth لنگ loincloth لنگ .