دیکشنری فارسی

comparatively

UKkəmpærətivliː USkəm'perətıvlı

معنی فارسی

نسبتا بطورنسبي

معنی کامل و مثال‌ها

/-lē/adv.

از روی قیاس

نسبتا، به طور نسبی

these fruits are comparatively cheap

این میوه‌ها نسبتا ارزانند.

مترادف‌ها

adverb
By comparison, relatively.

واژه‌های دیگر با معنی «نسبتا»

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن