compeer
معنی فارسی
هم پايه همدوش قرين هم رتبه
معنی کامل و مثالها
/käm´pir´, käm pir´/n.
● همرتبه، همدرجه، همپایه، هم شان، همتراز
● یار، همدم، مصاحب
مترادفها
noun
Companion, mate, equal, peer, associate, fellow, comrade.
هم پايه همدوش قرين هم رتبه
/käm´pir´, käm pir´/n.
● همرتبه، همدرجه، همپایه، هم شان، همتراز
● یار، همدم، مصاحب
noun
Companion, mate, equal, peer, associate, fellow, comrade.
همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.
دریافت اپلیکیشن