دیکشنری فارسی

complexioned

معنی فارسی

لغت > رو < مثل سياه رو يا سبزه رو.

معنی کامل و مثال‌ها

/-shǝnd/adj.

● (در مورد پوست) دارای رنگ به خصوص، - چرده

olive-complexioned

سبزه رو

واژه‌های دیگر با معنی «لغت > رو < مثل سياه رو يا سبزه رو.»

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن