compressed asphalt معنی فارسی آسفالت واژههای دیگر با معنی «آسفالت» blacktop آسفالت سرد، آسفالت، راه آسفالته lac varnish لاک آسفالت، لاک ژاپني، لاک و الکل black japan لاک آسفالت، ورني آسفالت roofing asphalt آسفالت سقف، آسفالت بام asphaltic bitumen قير آسفالت، قير طبيعي gravel asphalt آسفالت شني asphalt power پودر آسفالت، گرد آسفالت sheet asphalt آسفالت ريخته melted asphalt آسفالت ريختگي، آسفالت ماستيک oxidized asphalt آسفالت اکسيده