دیکشنری فارسی

compressive

UKkɔmpresiv

معنی فارسی

فشارنده مايه تراکم داراي خاصيت تراکم

معنی کامل و مثال‌ها

/-pres´iv/adj.

● همفشار، تراکمی، وابسته یا متمایل به متراکم سازی

واژه‌های دیگر با معنی «فشارنده»

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن